حالتی برخلاف جهت افسردگی است. در مانیا خلق (mood) و انرژی بیمار بسیار بالاست. تظاهرات اصلی مانیا عبارتند از سرخوشی (elation)، تحریک پذیری، پرکاری و عقاید خود مهم انگاری(self -important ideas). خلق بالابصورت شادی، افکارمثبت بیش از حد(undue optimism) و خوشحالی سرایت کننده تظاهر می‌کند. ممکن است خلق بیمار در طول روز تغییر کند مثلا صبح مانیک و شب افسرده باشد هر چند که مانند افسردگی شدید تغییرات منظمی ندارد.



مانیا به دلیل دارو ( مانند فنیل پروپانول امین ) یا تومورهای مغزی نیز به وجود می‌آید ولی اغلب به عنوان قسمتی از اختلال دو قطبی (bipolar disorder) شناخته می‌شود. در این بیماری حملات دوره‌ای مانیا و افسردگی دیده می‌شود.

 


نشانه‌ها

بیمار لباس‌هایی با رنگ روشن می‌پوشد و با شدت یافتن بیماری ظاهر بیمار نامرتب به نظر میرسد. بیماران مانیک بیش از حد فعال می‌باشند(over active) که منجر به خستگی جسمی می‌شود. همچنین به آسانی کارها را ناتمام رها می‌کنند و کار جدیدی را شروع می‌کنند(distractible)

خواب غالبا کاهش و اشتها افزایش می‌یابد و تمایل جنسی بالایی وجود دارد. بیمار حراف شده زیاد و سریع صحبت می‌کند که نشان دهنده سرعت بالای تفکر است که فشار کلام (pressure of speech) نامیده می‌شود. با شدید شدن بیماری، پرش افکار(flight of idea) ایجاد می‌شود.بسیاری از بیماران ولخرج می‌شوند. بیماران هیجان زده و ممکن است تحریک پذیر باشند.

افکار خود بزرگ بینی (grandios) شایع است، مثلا ممکن است خود را یک رهبر و یا اندیشمند جهت راهنمائی مسئولین کشور بداند. گاهی اوقات دچار هذیان گزند و آسیب می‌شود و فکر می‌کند دیگران به دلیل اهمیتش قصد توطئه علیه او را دارند. هذیان‌ها اغلب با گذشت زمان تغییر می‌کنند. توهم هم در موارد شدید ایجاد می‌شود که با خلق هماهنگ است و در طول زمان دچار تغییر می‌شود.

بینش(insight) همواره مختل است و بیمار دلیلی برای جلوگیری از افکار خود بزرگ بینی یا محدود کردن ولخرجی خود نمی‌بیند. او بندرت خود را بیمار می‌داند و نیازی به درمان احساس نمی‌کند.

ملاک های DSM-IV-TR در دوره ی مانیا(شیدایی)

الف) در دوره ی مشخصی که حداقل یک هفته طول بکشد، خلق به شکلی غیر طبیعی و مداوم بالا، گشاده، یا تحریکپذیر باشد (اگر بستری کردن بیمار ضرورت پیدا کرد، مدت این دوره می تواند کمتر از یک هفته هم باشد).
ب)طی دوره ای که خلق به هم ریخته است، حداقل سه تا (و اگر خلق فقط تحریک پذیر است،حداقل چهار تا) از علایم زیر به طور مداوم و به حد چشمگیری وجود داشته باشد:

  1. اعتماد به نفس بیش از حد، یا خود بزرگ بینی.
  2. کاهش نیاز به خواب (مثلا فقط سه ساعت خوابیده باشد، اما احساس کند سرحال است ).
  3. پر حرفی بیش از معمول، یا احساس فشار در صورت صحبت نکردن.
  4. پرش افکار یا این احساس ذهنی که افکار دارند با هم مسابقه می دهند.
  5. حواسپرتی (یعنی توجه فرد فوراً به محرک های بیرونی بی اهمیت یا بی ارتباط با او جلب شود ).
  6. افزایش فعالیت های معطوف به هدف (اعم از فعالیت های اجتماعی، شغلی، تحصیلی، یا جنسی)، یا سرآسیمگی روانی-حرکتی.
  7. پرداختن بیش از حد به امور لذت بخشی که به احتمال زیاد عواقب ناراحت کننده ای دارند (مثل افتادن به دام ولخرجی های بی حد و حساب، بی ملاحظگی های جنسی، یا سرمایه گذاری های احمقانه).


پ) علایم مذکور جزء ملاک های دوره ی مختلط نباشد.


ت) به هم ریختگی خلق به قدری شدید باشد که کارکردهای شغلی، یا فعالیت های معمول اجتماعی، یا روابط فرد با دیگران را به وضوح مختل کرده باشد، یا برای آنکه مانع از صدمه رساندن فرد به خودش و دیگران شود، مجبور به بستری کردنش باشند، یا خصایص روان پریشانه وجود داشته باشد.

ث) علایم مذکور از اثرات مستقیم یک ماده (مثلا یکی از موارد سوء مصرف، یک داروی طبی، یا درمان های دیگر) یا یک بیماری طب عمومی (مثل پر کاری تیرویید ) ناشی نشده باشد.

نکته؛ دوره های شبه مانیکی را به وضوح بر اثر درمانهای جسمی ضد افسردگی (مثل دارو،درمان با تشنج الکتریکی،یا نور درمانی) به وجود آمده است، نباید مؤید تشخیص اختلال دوقطبی I دانست.[۱]

انواع شیدایی

شیدایی به سه نوع خفیف، متوسط و شدید طبقه بندی می‌شود.

شیدایی خفیف: افزایش فعالیت بدنی و تکلم، خلق متغیر و ولخرجی وجود دارد.

شیدایی متوسط: فعالیت زیاد به همراه فشار کلام و تکلم سازمان نیافته (disorganised speech)، خلق یوفوریک که با دوره‌های بی قراری و افسردگی قطع می‌شود و افکار خود بزرگ بینی ممکن است هذیانی شوند.

شیدایی شدید: فعالیت شدید غیر قابل کنترل و افکار در هم ریخته و هذیان عجیب و غریب (bizarre) و توهم هم به وجود می‌آید. ندرتا بیمار بدون حرکت و گنگ می‌شود (manic stupor) در موارد شدید بیمار حالت سایکوز (روان پریشی دارد).

بیماریزایی

ممکن است بیمار زمینه ارثی داشته باشد، بروز همزمان این مشکل در دو قلوهای تک تخمکی بین ۹۰-۳۳٪ متغیر است. مسائل محیطی مانند احساس طرد شدن نیز در بروز بیماری موثر است . به نظر می‌رسد افزایش نوروترانسمیتر سروتونین در لوب تمپورال مغز عامل مهمی در بیماری باشد.

همچنین کمبود ویتامین ب-۱۲ باعث بوجود آمدن نشانه‌های بالینی شیدایی می‌شود.[